یکی از بهترین روش های آموزش به کودکان از طریق شنیدن داستان می باشد .که امروزه بسیاری از روانشناسان برای حل اختلالات کودکان از قصه درمانی استفاده می کنند  .

هدف‌ آموزشی این داستان  :

این داستان به کودکان می آموزد که همیشه باید از حق خود دفاع کنند وزیر بار ظلم نروند و روحیه شجاعت را در آنها بیدار نگه می دارد.

در جنگلی بزرگ یک شیر وحشی پادشاهی می کرد و به سایر حیوانات آزار می رساند همه حیوان ها باید هر روز سه وعده غذا تهیه می کردند او را به حمام کنار چشمه می‌بردند و یال های او را می شستند واصلاح می کردند و بعضی دیگر هم هر روز بدن شیر را ماساژ میدادند تا بدن شیر نرم شود.

جثه شیر آنقدر بزرگ بود که حیوان ها بعد از ماساژ دادن بدن او، خودشان خسته می شدند و فرسوده در گوشه‌ای می افتادند. در همین روزها یک راسو، همه حیوانات را جمع کرد و به آنها گفت تا کی قرار است به خاطر ترس مان از شیر برای او زحمت بکشیم و در ازای همه لطف و محبت هایمان، خشونت ببینیم. هر روز ما زحمت زیادی می کشیم و خسته و ناتوان می شویم، و در جواب زحمت مان هیچ دستمزدی از شیر دریافت نمی کنیم. او حتی به فکر امورات جنگل نیست و تنها به فکر شکم و بدن خودش است. آنها به مدت یک هفته هر شب تا صبح، دور هم جمع می شدند و نقشه های متفاوتی می کشیدند. طبق برنامه هر هفته، یک روز قبل از آنکه نوبت حمام شیر شود، حیوانات نقشه ای کشیده بودند، شیر را به کنار دریاچه بردند و توانمند تر از هر روز او را شستشو دادند و پیش خودشان خوشحال بودند که این آخرین باری است که قرار است شیر را به حمام ببرند. شیر در حالی که از حمام لذت می برد مثل همیشه از خارپشت کوچولو خواست تا با کف دست‌هایش که زبر بود، پاهایش را سنگ پا کشیده و بعد کف پاهایش را کاملاً ماساژ دهد، تا شیر بتواند به راحتی به روی پاهایش راه برود. طبق نقشه حیوانات خارپشت به سنگ پا کشیدن ادامه داد و به محض اینکه متوجه شد شیر سرگرم خوردن آبمیوه است، پشتش را راه کرد و آهسته به عقب حرکت کردو با خار های پشتش محکم به کف پایش کوبید. شیر به حدی فریاد زد که همه آبمیوه هایی که در دهنش بود به بیرون ریخت و پا به فرار گذاشت. تا شروع به حرکت کرد کف پاهایش خونریزی کرد و به زمین خورد. در همین لحظه زرافه که با گردن دراز خود خبرهای پیش آمده را نقشه حیوانات بود را دید، به میمون ها که آماده بودند خبر داد و آنها  از آن طرف دریاچه با نارگیل های زیادی که از شب قبل جمع کرده بودند و از طرف دیگر خارپشت های زیادی که آنجا جمع شده بودند به وسیله خرطوم فیل ها در به درون هوا به سمت شیر پرت می شدند. خارپشت ها وقتی ازخرطوم فیل جدا می‌شدند خود را در هوا گرد می کردند و تمام خار هایشان و به شکل توپ های خاردار به طرف شیر پرتاب می شدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه