یکی از بهترین روش های آموزش به کودکان از طریق شنیدن داستان می باشد .که امروزه بسیاری از روانشناسان برای حل اختلالات کودکان از قصه درمانی استفاده می کنند  .

هدف‌ آموزشی این داستان  :

این داستان سعی دارد به کودکان نوید نتایج مثبت را بذهذ ودر ناخود آگاه آنها به خوبی و تلاش تشوق کند

 

متن داستان:

مدرسه شلوغ بود و همه بچه ها منتظر بودند تا خانم ناظم سوت بزند و آن ها هم به صف بروند. هر کدام از بچه ها به درون کلاس خودشان رفتند کلاس 1 الف که در اون یه معلم مهربان بود و بچه ها را بسیار دوست داشت، بچه های کلاس هر کدام در ازای نمره خوب و اخلاق خوبی که داشتند هدیه می‌گرفتند. هدیه ها در کمد کنار تخته کلاس گذاشته شده بود. کمدی چند طبقه که در آن هر کدام از هدیه ها در طبقات مخصوص به خودشان قرار گرفته بودند و بچه ها وقتی به کلاس می آمدند در کنار کمد می ایستادند و یک مورد از هدیه های مورد علاقه شان را از پشت شیشه انتخاب می کردند و برای به دست آوردن آن تلاش می کردند. امروز روز امتحان‌فارسی بود، خانه معلم از بچه ها خواست تا یه برگه جلوشون بذارن و چند تا سوال فارسی رو بنویسند و جواب بدن و در ازای نمره های خوبی که می گیرند جایزه های مورد علاقه شون رو هدیه بگیرند. اون روز یکی از صندلی های کنار کلاس خالی بود،اون صندلی جای نشستن دختر مودب و مهربانی به نام عسل بود. عسل آن روز سرما خورده بود و سر کلاس نیامده بود و توی امتحان فارسی شرکت نکرده بود. بچه های کلاس جواب های سوالاشون رو به خانم معلم نشون دادن و خانه معلم، برگه های امتحانی اونها رو جمع کرد  و قرار بود در ازای جواب های درستی که  به آنها ستاره تعلق بگیرد. هر کس ستاره های بیشتری دریافت می کرد، از کمد جوایز، هدیه می گرفت. خانم معلم به بچه ها گفت که فردا برگه های شما را به کلاس میارم و هر کدوم از شما که ستاره بیشتری به دست آورده باشه، از کمد جایزه بهش جایزه تعلق میگیره. بلاخره اون روز گذشت و زنگ آخر مدرسه به صدا در آمد و بچه ها به خونه رفتن فردای اون روز که که بچه ها دوباره در کلاس جمع شده بودند و عسل هم  که حالش بهتر شده بود و به کلاس ملحق شد. خانم معلم وارد کلاس شد بعد از مدتی برگه های امتحان فارسی بچه ها رو داد و از آنها خواست سوال هایی رو اشکال دارند رو بیشتر تمرین کنند تا کاملاً یاد بگیرند و بچه‌هایی که ستاره‌های بیشتری گرفته بودند رو صدا زد تا به آنها از کمد جایزه هدیه بدهد. بعد از اینکه تعداد زیادی از بچه ها جایزه مورد علاقه شون رو گرفتن خانم معلم اسم عسل را صدا زد و ازش خواست که بیاد جایزه شو رو بگیره، اما عسل تعجب کرد و به خانه معلم گفت: اگه یادتون باشه من دیروز غایب بودند و به کلاس نیومدم و امتحان ندادم، حتماً اشتباه پیش ‌آمده اما خانم معلم عسل رو بوسید و گفت عسل عزیزم همیشه لازم نیست در ازای کارهای خوبی که انجام می دهیم، هدیه بگیریم. من این هدیه رو از طرف خودم به یه دلیل خاص به تو میدم. عسل که توی ذهنش پر از سوال بود و به روزهای قبل فکر می کرد، نتونست به جواب برسه و از خانم معلم پرسید که به چه دلیل این جایزه رو میگیرم؟ من هر چه فکر می کنم یادم نمیاد این جایزه برای چی هست.. خانم معلم خندید و گفت گاهی وقت ها هدیه فقط به خاطر حضور تو در کلاس و وجود نازنین تو در روی زمین هست عسل از صحبت های معلم انرژی تازه گرفت و خیلی خوشحال شد معلمش را بوسید و هدیه مورد علاقه اش رو انتخاب کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه