یکی از بهترین روش های آموزش به کودکان از طریق شنیدن داستان می باشد .که امروزه بسیاری از روانشناسان برای حل اختلالات کودکان از قصه درمانی استفاده می کنند.

هدف‌ آموزشی این داستان  :

این داستان به ما مد آموزد که پقدر   انتخاب حرفه مورد علاقه اهمیت دارد . از طرفی به اهمیت کار گروهی تاکید می کند.

متن داستان:

روزی یه مردی بود که دوست داشت همه کارهاش رو خودش انجام بده. اون گندم ها رو از مزرعه می چید و اونها رو آسیاب میکرد تا گندم ها رو تبدیل به آرد کند و بعد از تهیه آرد شروع میکرد به خمیر درست کردن و نانهای زیادی رو می پخت و اونها رو میفروخت .. اون مرد در آخر روز خیلی خسته میشد و توانایی از جا بلند شدن رو نداشت .. انقدر کار میکرد که در طول روز از هیچ یک از کارهایش لذت نمیبرد حتی وقت  نمیکرد که مقداری از نون ها رو مزه مزه کنه و از دستپخت خودش لذت ببره. یه مدت به همین شکل کار می کرد تا اینکه پس از مدتی بدنش خسته و بیمار شد یکی از دوستانش که همیشه از نان هایی که دستپخت او بودن می خرید و استفاده می کرد، متوجه بیماری دوستش شد پس مقداری میوه از باغ خودش چید و پیش دوست نانوایش آمد و علت بیماری او را پرسید. مرد نانوا به دوستش گفت من دلم می خواهد که خودم همه کارها رو انجام بدهم و در همجا از دسترنج و توانایی‌های خودم استفاده کنم، دوست دارم در همه چیز توانایی داشته باشم .من همه وسایل های خانه ام را خودم ساخته ام. تمام مراحل درست کردن نان را خودم به تنهایی انجام میدهم و در کنار آن ها به شستشو و نظافت خانه ام و دوختن لباس هایم می پردازم. حتی در فصل میوه چینی تمام میوه های باغ را خودم جمع آوری می کنم و در کنار همه اینها کارهای دیگری هم انجام می‌دهم. آن مرد پس از  صحبتهای دوستش علت بیماری او را متوجه شد و به او گفت دوست عزیزم تلاش و فعالیت، کار بسیار خوبی است و باعث می شود که تو همیشه هدف و انگیزه داشته باشی و همچنین باعث می شود لذت بیشتری از زندگی ببری، اما هر کسی در یک کاری تواناتر است و بهتر است تو هم همان کاری را انجام بدهی که در آن توانایی بالاتری داری، در این صورت هم ذوق و علاقه بیشتری داری و هم از بدنت مراقبت می کنی و اینگونه پس از اتمام کار از دسترنج خود لذت زیادی می بری و بهتر است تعدای از کارها را به دیگران بسپاری تا آنها هم بتوانند مثل تو در کاری که توانمندتر هستند شرکت کنند و هم مخارج امورات خود را به دست آورند و از دسترنج خود لذت ببرند، هر کدام از ما اگر بخواهیم همه کارها را خودمان انجام دهیم  پس از مدتی مثل تو بیمار می شویم و بدنمان خسته و فرسوده می‌شود و هرگز نمی‌توانیم از زندگیمان لذت ببریم. مرد بیمار پس از شنیدن صحبتهای دوسش به او گفت بله الان که تو، مقداری میوه از دسترنج خود را برایم آوردی و با ذوق و شوق از آن تعریف می کردی، متوجه شدم که چقدر از دست رنج و زندگی خود لذت می بری و سالهاست در کاری که علاقه مندی، فعالیت می کنی و همیشه شاداب و سرزنده هستی. پس از آن، پیرمرد تصمیم گرفت لیستی از کارهایش تهیه کرده و از بین آنها در هر کدام که علاقه و توانایی بیشتری دارد، یکی را انتخاب کند و بقیه را به سایر دوستان خود واگذار کند. مدتی به همین شکل گذشت و او دوباره سلامتی خود را به دست آورد و با ذوق و علاقه مشغول به انجام دادن کارهایش شد. بعد از آن پیرمرد، با دوستان خود گروه بزرگی تشکیل داد که در آن گروه همه در حالیکه وظیفه خودشان را انجام می داند،و با بقیه از کارشان صحبت می کردند و می خندیدند و بسیار لذت می بردند و در آخر همه دست رنج شان را کنار هم می آورند و از خوردن و استفاده از آنها لذت می بردند. پس یادمون باشه که هیچ کدوم از ما نمیتونیم توی همه کارها توانمند باشیم. حالا شما فکر کنید ببینین به چه کاری علاقه دارین. پس انتخابش کنین و اون رو به بهترین شکل انجام بدید و بقیه کارهاتون رو به بقیه دوستاتون که در اون توانایی بیشتری دارن، بسپارین و همگی با دیدن هنرمندی های همدیگه از زندگی لذت ببرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه